نخستین گناه
:
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک
تنهایی
من ...
نوشته شده توسط محسن شفاعت پناهی در روز دوشنبه 19 اردیبهشت ماه سال 1384 ساعت 9:09 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات [15]
: (سیاه چشم)
سلام دوستان این اولین مثنوی که گفتم امیدوارم که اگه مشکل داشت منو ببخشید و خیلی
دوست دارم که نظرتون رو در مورد این مثنوی بدونم . خدا نگهدار
زن بود و دو تا چشم سیاهش اما
در عمق نگـــــاه من که راهش اما
کی بود؟!دو تاچشم سیاهش هم رفت
در رد ستــــارگان نگاهش هم رفت
امروز دوتاچشم سیاهش می خوام
فردا که صداو آن نگاهش می خوام
صد بار دعـــا میکنم این بار که زن
از دست بلوریــن خودش در دامن
گلهای شقایق و گل یاس و سپید
گل چید ٬برای من ولی یاس نچید
من منتظرم ٬ دوبــاره زن می آید
خندان و رها به سوی من می آید
من منتظرم درون یک بــاغ سپید
زیبا تر از این که هیچ زن هیچ ندید
من آمــده ام تا که غلامت بشوم
یک عمر فدای آن سلامت بشوم
چشمام همیشه در نگاهت تر بود
دستات همیشه در جدایی سر بود
دردی ست برای من که تو ناز کنی
از کنج لبم دوبــــــاره پـــــرواز کنی
یک نقطه ی کوچک که نمی دانم کیست
این بــــار دو چشم منتظر باز گریست
او رفت و منـــــم هنوز اینجا تنهـــام
او رفته ولی هنوز خیسه چشمام
او رفته ولی هنوز می مــــانم من
در خلوت جاده باز می خوانم من
می خوانم و شب هنوز خسته ٬نومید
یک عمر گذشت ٬ بی تفاوت خنــدید
او رفــت و تمام خاطـــــراتم را برد
در موج نگاه من ولی اشک نمرد
او رفته ولی نگاه من بارانیست
رؤیای (سیاه چشم) زن بارانیست
نوشته شده توسط محسن شفاعت پناهی در روز پنجشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1384 ساعت 8:42 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات [9]
آخرین مطالب
وبلاگ من
๐
وبلاگ من
موضوعات
بایگانی
اسفند 1383
فروردین 1384
اردیبهشت 1384
مرداد 1384
شهریور 1384
آذر 1384
لینک
محمد مجیدی
لینک ثابت
سوشلیغا
تازه های ادبی
فتو بلاگ مجتبی
عبذالرضا کوهمال جهرمی
امین شفاعت پناهی
علی شفاعت پناهی
صبیحه همتی
محمد حسین بهرامیان
رضا قاسمی
سعید بی نیاز
عدالت زارعیان
عاطفه رنجبر
مرضیه کلوانی
الهام الهامی فرد
عبدالعلی زارعی
سمانه اسحاقی
عباس دلوی
Your Comment(s)
جستجو
آمار وبلاگ
کل بازدید ها : 12664