|
:
نخستین گناه من عشق و تو نخستین گناه عالم... سرخ گونه هایت را به سرخترین سیب های عالم نمی بخشم... باران که بیاید ای دختر زیبای آسمان قطره های محصور در میان مژه هایت معنا میگیرد
تو را به عروسی باران می برم باید رقصید پای کوبید و باید... عشق نخستین گناه من بود و تو نخستین گناه که نه اولین آرزوی سبز عالمی ... تو را به میهمانی باران خواهم برد...
نوشته شده توسط محسن شفاعت پناهی در روز سه شنبه 11 اسفند ماه سال 1383 ساعت 12:14 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات
[10]
آخرین مطالب
|
|
|
وبلاگ من
|
๐
وبلاگ من
|
موضوعات
|
|
بایگانی
|
|
لینک |
|
لینک ثابت |
|
جستجو |
|
آمار وبلاگ |
کل بازدید ها : 12666
| |